باقرى بيدهندى

204

گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )

بمؤمنى دهد افطار هر كه در اين ماه * اگر بجرعهء آب است و گر بلقمهء نان بنزد حق ز براى وى آن ثواب بود * كه كرد بندهء آزاد و بخشدش عصيان شوند بسته شياطين ز بند در اين ماه * بامر ايزد دادار و خسته در زندان قسم بعزت خود خورده خالق اكبر * كه هر كه طول كشد سجده‌اش ز پير و جوان ز راه بنده‌نوازى و را نترساند * بروز محشر عظمى ز آتش سوزان كنيد رحم به پيران و كودكان تا حق * كند ز رأفتتان مستحق باغ جنان يتيم و خونجگرى را گرامى داريد * كند گراميتان خالق زمين و زمان سبك كنيد اگر خدمت غلام و كنيز * بروز حشر شود مشكل شما آسان كنيد قطع گر احسان خويش از اقوام * يقين شود ز شما قطع رحمت رحمان براى رفع گناهان خويش بعد نماز * بريد دست بدرگاه ايزد منان ندا كنيد خدا را اگر ز روى نياز * دهد جواب شما را ز لطف بىپايان بود ثواب عبادت بخوابهاى شما * شود قبول عمل‌هايتان ز خورد و كلان نكو كند كسى ار خلق خويش را بقراط * نلغزدش قدم از لطف ايزد منان فرستد ار به من و آل من كسى صلوات * ترازوى عمل او شود بحشر گران روايت ديگرى هم شده ز جفت بتول * على ولى خداوند عالم امكان كه در مه رمضان يك شبى بود كه به از * هزار ماه عبادت بود عبادت آن ملائكه به زمين ز آسمان فرود آيند * در آن خجسته شب از امر قادر در سبحان به روزه دار در اين طرفه مه كنيد سلام * ز شام تا شود از چرخ نور صبح عيان خوش آن كسى كه نباشد بخواب در آن شب * كه سود او نشود سر بسر بدل بزيان شنيده‌ام ز جيب خدا كه در اين ماه * يكى ز اهل نفاق و شقاوت و عدوان مرا شهيد كند در ميانهء محراب * بضرب تيغ بزهر آب دادهء بران شود محاسنم از خون سر خضاب و كشند * عيال من بعزاى من از جگر افغان